قهرمان ميرزا عين السلطنه

1249

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نور محمود حكيم جديد الاسلام گلين خانم ديشب و امروز نوبهء سختى كرده . چشمش مدتها است درد مىكند . لكه آورده خيلى معالجه كرد سودمند نيفتاد . حالا نزد نور محمود جديد الاسلام مىرود كه از پيرمردهاى اين عهد است . خيلى بهتر شده . غبارش رفته . نور محمود دواى ايرانى مىكند . طب فرنگى نمىداند . در اين معالجه از مولر طبيب آلمان و طبيب مريض‌خانهء ينگى دنيا و اطباء ديگر بهتر مداوا نموده . در ظرف پنج شش روز چشم را خوب كرد . جمعه 28 ذيحجه - عصر را باغ ملك‌آرا دعوت داريم . هوا ابر است . هنوز چندان گرم نشده . ديروز را ساعت چهار و نيم بعد از ظهر سفارت انگليس وعده داشتيم . بهتر اين است حكايت ديروز را از صبح شروع كرده بنويسم : شب پنجشنبه را آنجا بودم . شيخ محمد حسن پيشنماز مسجد شيخ عبد الحسين زنش مرده زن تازه گرفته ، شيخ محمد حسن براى اين‌كه زودتر كارى صورت بگيرد سه دانه حب از دواخانه گرفته و خورد . پس از بيست روز ناخوشى وفات كرد . جوان بود و مادرش نزديك هلاكت است ، معلوم نشد حب چه بوده و كه تجويز كرده . حضرت عليه و سايرين آنجا رفته بودند . ساعت سه آمدند . حورى تا صبح پنج شش مرتبه بيدار شد ، خيلى كم خوابيدم ، صبح خواستم بخوابم در حياط بچه‌ها و بزرگترها آنقدر قال‌ومقال كردند كه امكان پيدا نكرد . لا علاج برخاستم . للهء عصى آمد كه جيره مىدهند زود خودى برسانيد . رفتند اسب بياورند . خدمت حضرت و الا رفتم . روزنامهء سفر ملك‌آرا روزنامهء ملك‌آراى مرحوم را كه در اين سفر روسيه و تاج‌گذارى مرقوم داشته بودند استنساخ فرموده بودند مقابله كرديم . خيلى مختصر است و با مداد نوشته شده اغلب پاك شده . تا ناهار طول كشيد . لله آقا دو مرتبه آمد عجله كرد . ناهار خوردم با آن‌كه براى خواب هلاك بودم سوار شده ميدان رفتم . قدرى خدمت سردار نشسته بعد بالاخانه رفتم . به هر نحو بود كتابچه را مهر كرده پول را گرفتم . به اسمهاى مختلف مبلغى كسر كردند . با دماغ چاق منزل آمدم . لباس عوض كرده خدمت حضرت و الا رفتم . مهمانى سفارت انگليس با افخم الدوله كالسكه نشسته به سفارت رفتيم . باغى به اين قشنگى در طهران نيست .